اس ام اس سرکاری و جک

آنقدر خسته ام که حال مردن هم ندارم....هههههه




* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



شعار این هفته ی نماز جمعه :
دلاور هسته ایی ماساژ بدم خسته ایی ؟






وقتى پدرى با بچه ش درد و دل میکنه ینى خیلى به کم آوردن نزدیک شده..........





کم کم داریم به لحضات ملکوتی امتحانات میان ترم نزدیک میشیم




باید به بعضیا گفت
ﻣﻮﻗﻌﻰ ﻛﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻢ ،ﺳﺮ ﺗﻜﻮﻥ ﻧﺪﻩ…
ﺻﺪﺍﻯ ﺯﻧﮕﻮﻟﺖ ﺭﻭ ﻣﺨﻪ..




مورد داشتیم:
دختره رفته مهمونی , تا اومده از تو چکمش بیاد بیرون مهمونی تموم شده !


اس ام اس خنده دار جدید


مورد داشتیم دختره به علت برودت هوا زیر ساپورتش شلوار گرم کن پوشیده


اس ام اس طنز جدید



یکی از فانتزی هام اینه که انگشتمو بکنم تو سوراغ دماغ این دختر دماغ عملی ها ببینم تا کجا میره تو



اس ام اس سرکاری جدید



جهت ترویج فرهنگ اشتغال زایی هم اکنون شما به سر کار رفتید!




ایرانسل برای آنتن دهی بهتر به چند کلیپس برای نصب آنتن نیاز دارد.
شماره تماس » 000000000 دو تا 6



مورد داشتیم زنه اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی ، یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟
گفته خوبه ، از همین یه سالمشو بدین

پیام خیلی زشت جوک بیتربیتی بی ادبی زشت بالای 18 سال

خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه:‌ اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه:‌ هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه.‌ معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه:‌ خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه :‌ بپرس. پسره‌ میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، ‌دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه:‌ خوب معلومه،‌ سومی! بچهه میگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد

به یه نفر گفتن چه وقتی خیلی ضایع شدی گفت : یه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بیا خونه خالیه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم دیدم کسی نیست! دختر خالم گفت: من میرم تو اتاق تو هم 5 دقیقه دیگه بیا تو!! منم 5 دقیقه بعد رفتم تو دیدم همه میگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف میگن خب چه ربطی داشت! میگه: اخه لخت رفته بودم تو6utts0o.gif



توصیه دخترانه : اگه یه موقع مورد حمله یک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پایین دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اینجوری تو میتونی بدوی ولی اون نمیتونه

پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری که اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بنای اولیه منحرف شدن این گل پاک و معصوم است

معلم از شاگردش می پرسه: 5 + 5 چند میشه؟شاگردش یه کم فکر میکنه میگه 11 معلم میگه: احمق دستتو از جیب شلوارت در بیار ، دوباره با انگشت بشمار!

میدونی به یه دختر خوشگل که لباس خواب پوشیده چی میگن؟.............. میگن : شب بخیر

پسره ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن

یه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

یک گاو نر دنبال یک گاو ماده می افته گاو ماده هی فرار می کرده دست آخر به یک کوچه می رسه که بن بست بوده برمی گرده و با حالت درماندگی می گوید آخه چی از جون من می خوایی گاو نر می گه

نامردی کردن دو پسر در حق یک دختر

ورود بی جنبه ها ممنوع

نرخ میوه در قزوین.. بشینی جدا کنی هزار تومن. خم شی جدا کنی صد تومن.

 

 

طرف می میره اون دنیا بهش میگن ساعتا رو میبیی واسه خیانت زناست. هر یه بار که خیانت کنه عقربش یه دور کامل می چرخه. میگه مال زنم کو؟ میگن اونو بستیم به سقف جای پنکه سقفی.
 
 
 
 
 
غضنفر تو لندن راننده تاکسی میشه. ازش می پرسن سختت نیست فرمون سمت راسته؟ میگه نه ففظ هر وقت تف میکنم میوفته رو مسافر.
 
 
 
 
 

یه نفر تو محله مون مُرده، واسش حجله زدن و نوشتن جوان ناكام فِلانی .!
بعد یكی با خودكار زیر عكسش نوشته : این ناكام نبود ... من ازش باردارم!!
 
 
 
 
اصفهانیه تصادف میکنه،پیاده میشه میزنه تو سرش که آخ ماشینم واخ ماشینم. یکی بهش میگه ماشینو بیخیال، دستت قطع شده درد نداری؟ اصفهانیه نیگا به دستش میندازه و میگه یا ابوالفضل ساعتم کوش؟؟
 
 
 
 
خانومه دوقلو حامله بوده، نه ماهش تموم میشه اما نمیزاد. از شکمش عکس رنگی میگیرن میبینن پسره بند ناف دختره رو گرفته و میگه:بی غیرتم اگه بذارم لخت بری بیرون.
 
 
 
 
لره وقتی فهمید که نامزدش میخواد ازش جدا بشه به دختره گفت من از تو باردارم!!
 
 
 
 
 
پسر طرف به باباش میگه; تو که جنگ نرفتی چرا جانبازی؟ رشتیه میگه; سر ... ننت یه جنگی تو محل بود که تو خرمشهر نبود
 
 
 
 
لره با نامزدش میره پیک نیک.دختره با عشوه میگه بریم لای بوته ها؟لره میگه بریم مو هم ان دارم!!!!
 
 
 
 
هموطن گرامی:
نظربه تمكن مالی شما فقط 3 حرف آخر
-سهام عدالت-
بشماتعلق میگیرد!!...
 .
.
.
.

پسر طرف به باباش میگه; تو که جنگ نرفتی چرا جانبازی؟ رشتیه میگه; سر ... ننت یه جنگی تو محل بود که تو خرمشهر نبود

جوک بی ادبی

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

  

 به یارو میگن: تا کجا درس خوندی؟ میگه: تا اونجا که دهقان فداکار شلوارش رو در میاره و منتظر تصمیم کبری میشه

  

از بچه میپرسن توخونتون چی کم دارین؟میگه فكركنم هیچی!چون دیروز که بابام جلو ما گوزید،مامانم گفت:فقط همینو کم داشتیم!!

  

سوتی هاي زنان در میدان میوه و تره بار : آقا درست دادم ؛ آقا زیاد گذاشتی پاره میشه . آقا درشت بذار ؛ آقا میشه برام بلندش كنی ؛ آقا نگاه كن ببین توش قرمزه ؛ آقا چقدر بد میذاري !

  

اگه گفتید شباهت پسر و موش در چیه؟
هر دوتاشون دنبال سوراخ میگردن.

  

یارو يه كفتر ميدزده ميزاره تو شلوارش ميره مترو زيپش باز بوده.كفتره سرشو مياره بيرون،يه معتاد كه داشته چرت ميزده تا كفتره رو ميبينه ميگه داداش يكي از تخمات جوجه شده.

  

يكي رفیقشو توخيابون مي‌بينه بهش ميگه راست میگن ازدواج كردي؟
ميگه اگه راست نبود كه ازدواج نمي‌كردم.

  

روش یاد دادن ریاضی به دختران:
لب را با لب جمع کنید لباس را ازتن کم میکنید پاها را تقسیم بر دو کنید برای حاصل جمع آن نه ماه صبر کنید

  

بوس چیست ؟ جریان 200 ولتی که اگر مدت ان طول بکشه فیوز اصلی از جا بلند میشه.

  

بچه رفته پاسگاه گفته دوچرخمو دزدیدن.
پلیس گفت:به کی شک داری؟
گفت بابام
پلیس:چرا؟
چون دیشب نصف شبی به مامانم میگفت بشین روش تا علی نیومده.

 

زندگی مثل آلت مَرد میمونه:
ساده ، نرم ، افتاده و فروتن...
این زنها هستن که سختش میکنن...

  

فقط با وکلا دوست شويد! اگر چه دکترها خوب می کنند، آشپزها سیر می کنند، آرایشگرها قشنگ مي کنند، رفتگرها تمیز مي کنند، مهندس ها درست مي کنند، ول فقط وکلا هستند که قانونی می کنند

  

خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه:‌ اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه:‌ هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه.‌ معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه:‌ خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه :‌ بپرس. پسره‌ میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، ‌دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه:‌ خوب معلومه،‌ سومی! بچهه میگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد

 

به یه نفر گفتن چه وقتی خیلی ضایع شدی گفت : یه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بیا خونه خالیه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم دیدم کسی نیست! دختر خالم گفت: من میرم تو اتاق تو هم 5 دقیقه دیگه بیا تو!! منم 5 دقیقه بعد رفتم تو دیدم همه میگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف میگن خب چه ربطی داشت! میگه: اخه لخت رفته بودم تو

 

توصیه دخترانه : اگه یه موقع مورد حمله یک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پایین دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اینجوری تو میتونی بدوی ولی اون نمیتونه

  

پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری که اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بنای اولیه منحرف شدن این گل پاک و معصوم است 

معلم از شاگردش می پرسه: 5 + 5 چند میشه؟شاگردش یه کم فکر میکنه میگه 11 معلم میگه: احمق دستتو از جیب شلوارت در بیار ، دوباره با انگشت بشمار!

  

میدونی به یه دختر خوشگل که لباس خواب پوشیده چی میگن؟.............. میگن : شب بخیر 

پسره ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن

  

یه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود 

یک گاو نر دنبال یک گاو ماده می افته گاو ماده هی فرار می کرده دست آخر به یک کوچه می رسه که بن بست بوده برمی گرده و با حالت درماندگی می گوید آخه چی از جون من می خوایی گاو نر می گه مااااااااااااااااااااااچ

تا حال دقت کردین

تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشه؟
 
 
******************
 
تا حالا دقت کردین که روزای هفته اینجوری میگذره :
شــــــــــــــــــــــنبـــــ ـــــــــــــــه
یــــــــکشــــــــنبـــــــــ ــــــــــه
دوشـــــــــــــنبــــــــــــ ـــــــه
سه شـــــــنبـــــــــــــــــه
چـــهـــار شنبـــــــــــــه
پنجشنبه جمعه!!!
 
******************
 
تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی
 
******************
 
تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ !!
 
******************
 
تا حالادقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست…!
 
******************
 
تاحالا دقت کردین وقتی احساس میکنین گم شدین اول ضبط ماشین رو کم میکنین!
 
******************
 
تا حالا دقت کردین تا آرایشگر روپوش و میندازه رومون دماغمون خارش میگیره؟!
 
******************
 
تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری ۹۵%ش میره لای دندونات و فقط ۵%ش نصیب معدت میشه؟!
 
******************
 
تا حالا دقت کردین همه به چراغ راهنمایی میگن چراغ قرمز.
 
******************
تا حالا دقت کردین که آدم و حوا ایرانی بودن؟
آدم و حوا می تونستن هر میوه ای رو بخورن، اون همه موز و کیوی و توت فرنگی و نارنگی و پرتقال و انار و خیار، این وسط وقتی بهشون می گفتن یک کاری نکنید، مثلا سیب گاز نزنید، عدل رفتن همون سیب رو گاز زدن. غیر از یک ایرانی کی این همه لجبازی می کنه؟
 
******************
  
تا حالا دقت کردین تو کل کل‌های ایرانی‌ها، همیشه همه برای خودشون متاسفند!؟
 
******************
تا حالا دقت کردین گوشیتو چک میکنی ببینی ساعت چنده ، بعد مجبور میشی دوباره چک کنی چون دفعه اول اصلا” دقت نکرده بودی

مناجات یک بدبخت

بارالها!

 

شما یه روزهایی حوصله داری حماسه می آفرینی؛ 

 

فور اگزمپل یه سری رو آفریدی توی امریکا، سواحل کالیفرنیای جنوبی، در خانواده ای به غایت مرفه؛

قد 2 متر؛ 

چشما آبی؛ 

پوست برنزه؛

هیکل ردیف؛

تفریحش سرفینگه؛

پیانو و گیتار و ویالونم میزنه؛

5 تا زبان حرف میزنه! 

کلاً بزرگترین هیجان زندگیش سورپرایز پارتی هایی بوده که براش گرفتن... و در آرامش مطلق هپیلی اور افتر میشه و...

 

یه روز دیگه حوصله نداشتی... 

 

همینجور با گِل اضافیا، یه قبیله آدم بیچاره ساختی، ریختی تو یه کشوری وسط خاور میانه... 

این وضع اینترنتشونه! 

اون وضع تفریحشونه... 

وسط یه جنگ به دنیا اومدن...

 

حوصله نداری نساز پدر جان.. نساز...

 

سلام خدا

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟

بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده .
 

نامه شماره یک
سلام خدای عزیز

اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی .
دوستار تو
بابی

 

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

 

نامه شماره دو

سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده .
بابی

 

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

 

نامه شماره سه

سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی

 

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت . رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

 

نامه شماره چهار

سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش، واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده....!!
بابی
 

 

فرق بین گوسفند نیوزلندی و سومالی (آخر خنده)

گوسفند نیوزلندی و سومالی


کمی سکوت

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره

دکتر می پرسه: چه اتفاقی افتاده؟

خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم.هر وقت شوهرم مست میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه.

دکتر گفت: خبو دوای دردت پیش منه: هر وقت شوهرت مست اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به

قرقره کردنو این کار رو ادامه بده.

دو هفته بعد، اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت.
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت.

دکتر گفت: میبینی اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا حل میشن

سی نصیحت زرتشت


1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر


2. قبل از جواب دادن فکر کن


3. هیچکس را تمسخر مکن


4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور


5. خود برای خود، زن انتخاب کن


6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو


7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما


8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی


9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش


10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی


11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی


12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی


13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی


14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی


15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی


16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی


17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی


18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی


19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی


20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی


21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز


22. هرگز ترشرو و بدخو مباش


23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند


24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده


25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین


26. چالاک باش تا هوشیار باشی


27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی


28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری


29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد


30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

سوسیس

یک خانم روسی و یک آقای آمریکایی با هم ازدواج کردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز کردند. طفلکی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار کند.

یک روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود.  برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین کرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد. قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد


روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست که سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش را باز کرد و به سینه خودش اشاره کرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد.

روز سوم خانم ، طفلک می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا کند تا این یکی را به فروشنده نشان بدهد. این بود که شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد.

……
...
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خیلی منحرفید!

حواستون کجاست ؟

شوهرش انگلیسی صحبت می کرد.

از بدبختی هم می توان لذت برد

قیمت عشق

این تصویر، برگزیده ششمین جشنواره دو سالانه عکس مستند ونکور کانادا می باشد که منجر به سکوت یک دقیقه ای هیات داوری شد

از بین رفتن استرس


برای از بین رفتن استرس، ۲ ساعت یکبار این حرکات را انجام دهید

خــــیلی پشیمونه

خــــیلی پشیمونه  :))))))

قیافه رو ببین توروخداااااا

فرهاد شيرين

خـوش بـه حـالت فـرهـاد ؛ تـلـخ تـریـن خـاطـره زنـدگـی ات  "شـیـریـن" بـود ...


آخه من از آمپول ميترسم

تفاوت فقیر و ثروتمند

برگه ریاضی مجتبی

نا مساوی
 
پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند
ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :
بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی
مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ،
آب دهانش را قورت داد
خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت
 
برگه مجتبی ،  دست به دست بین معلم ها می گشت
اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود
امتحان ریاضی ثلث اول :
سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید
جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما
سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟
جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه
که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد
و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند
سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟
جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم
بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست
 
معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد و ادامه داد
سئوال : نامساوی را تعریف کنید
جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران
اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد
سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟
جواب : همان خاصیت پول داری است آقا
که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی
و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی
سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟
جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد
برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ،
که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود
 
معلم ریاضی ،  ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت
مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ،
برگشت با صدای لرزانش فریاد زد
آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟
بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید
و پشت در گم شد

هی بهت میگم این دختره که دوسش داری به درد زندگی نمیخوره

هی بهت میگم این دختره که دوسش داری به درد زندگی نمیخوره.
بیا اینم فیلمش

دخترای خوشگل امروزی

عکاسی در لحظه مناسب یا نامناسب ؟

رفقای خوب در زمان پایان نامه

خطای دید خفن

سرنوشت شاه

حکایت جالبی هست ! می گن یه نقر میره بهشت شاه رو اونجا میبینه میگه جناب شاه ما فکر میکردیم جهنمی هستید شاه میگه قرار بود برم جهنم، اما یه رژیم بعد من اومد که اینقدر ظلم کرد که همه ملت گفتند خدا شاه رو رحمت کنه، عفو شدم. شخص میگه حالا چرا عینک آفتابی زدی؟  شاه میگه بسکه گفتند نور به قبرش بباره نور اینجا زیاد شد مجبور شدم عینک بزنم. شخص میگه جناب شاه حالا تو بهشت چرا ناراحت به نظر میرسی؟ شاه میگه 2 تا حوریه بهم دادن هر چی میگردم 1 آخوند نمیبینم عقد کنم...

حالا البته آدم میمونه بخنده یا گریه کنه واقعا!!!!!!!!

جوک 18+


تركه و رفيقش جنده آورده بودن خونه. قبل ازينكه مشغول بشن، زنه برمي گرده بهشون ميگه: آقايون، براي شما مهمه من حامله بشم؟ تركه ميگه: بله خوب نبايد حامله بشين. زنه بهشون يكي يك كاندوم ميده، ميگه: پس لطفا اينارو استفاده كنين. ...بعد از يه ماه تركه به رفيقش ميگه: يادته اون روز جنده آورده بوديم خونه؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، چه حالي داد! تركه ميگه: يادته گفت براي شما مهمه من حامله بشم، ماهم گفتيم آره؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، مگه چي شده؟ تركه ميگه: من فكرشو كردم ديدم اونقدرها هم مهم نيست، بيا اين صاب مرده رو درآريم، بريم بشاشيم!

-----------------------

زن به شوهر: عزيزم از ايتاليا برات چي بيارم؟ شوهر باتمسخر: يك دختر موبور و نازايتاليايي! .. بعد از برگشت از سفر، شوهر به زن: سوغاتي من چي شُد؟ زن به شوهر: بايد 9 ماه صبر كني ، تا به دنيا بيارمش

-----------------------

بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش!

-----------------------

درجات ديوانگي:1)گيج. 2)خنگ. 3) پپه. 4)يول. 5)اسکل. 6) شاسکول. 7)گاگول. 8)لر. 9)احمدي نژاد

-----------------------

رشتیه به دوستش: یه جا بلدم شام میدن! مشروب میدن! تریاک میدن! آخرش هم 30000 تومن میدن!! دوستش میگه: کجاست؟!! میگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

-----------------------

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

-----------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوري ميرم زن ميگيرم دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني

-----------------------

ترکه میره دبی که تو خیابون یه خانم خوشگل میاد جلو میگه سلام آقا خوبین ؟ ترکه که کلی جا خورده بوده میگه سلام ممنونم ... ببخشیدبه جا نیاوردم . زنه میگه والا شما پدر یکی از بچه های من هستین . ترکه یه کم فکر میکنه میگه آهان شما همون جنده ای که من و دوستم دو سال پیش بردیمش !!! زنه میگه نه آقا من معلم پسرتون هستم.

-----------------------

كدام عضو مرد است كه هيچ استخواني ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه بزند و در عشق بازي نقش مهمي دارد؟............. اون عضو، «قلب» است، البته نظر شما هم محترمه

-----------------------

يه روز يه تركه رو از استخر ميندازن بيرون. دوستاش بهش ميگن چرا انداختنت بيرون؟ ميگه آخه شاشيدم! دوستاش بهش ميگن آخه كس خول، توي استخر همه ميشاشن ولي كسي نمي فهمه. ميگه آخه من از همون بالا شاشيدم!

-----------------------

تركه خانوم بلند كرده بوده ،نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر م يكنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته، ميگيره جلو زنه، ميگه: جنده! پسته بخور!

-----------------------

دختره ميره پيش كشيش محلشون، ميگه: پدر من گناه كردم! كشيشه ميگه: چيكار كردي فرزندم؟ دختره ميگه: من به يك مرد گفتم كس عمت! كشيشه ميگه: آخه براي چي؟ دختره ميگه: آخه دستشو گذاشته بود رو پام. كشيشه دستشو ميگذاره رو پاي دختره، ميگه: اينطوري؟ دختره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: دخترم آخه آدم كه واسه همچين كاري به كسي نميگه كس عمت! دختره ميگه: آخه پدر بعد اونيكي دستشو گذاشت رو سينم. كشيشه دستشو ميگذاره رو پستوناي يارو، ميگه: اينجوري؟ دختره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: ولي آخه اينم دليل نميشه كه آدم به بنده خداوند بگه كس عمت! دختره ميگه: آخه بعد لباسامو دراورد. كشيشه لباساي دختره در مياره، ميگه: اينجوري؟ دخره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: واسه اينكار هم آدم به برادر دينيش نميگه كس عمت! دختره ميگه: آخه بعد اونكاري كه تو ده فرمان خداوند ممنوع كرده زن و مرد نا محرم باهم بكنند رو با من كرد! كشيشه ميگيره ترتيب دختره رو دستتاٌ ميده، ميگه: اين ريختي؟! دختره ميگه: بعله پدر. باز كشيشه ميگه: ولي آخه اين هم دليل نميشه كه آدم به يكي از اشرف مخلوقات بگه كس عمت! دختره ميگه: ولي پدر، آخه طرف ايدز داشت! كشيشه ميگه: اي كس عمه تو و اون!

-----------------------

ترکه سواد نداشته , میره انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکنه ! بهش میگن تو که سواد نداری ! میگه مگه ریدن توی مملکت سواد میخواد؟

-----------------------

تو اردبيل به مناسبت ميلاد امام علي به همه ي اونهايي كه اسمشون ميلاد بود جايزه دادن

-----------------------

به ترکه مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟ مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصرررررر بيا ببين چه خبره

-----------------------



می دونی چرا مهمانداران هواپيما رو از زنهاي خوشگل انتخاب ميكنن؟.....برای اینکه هواپيما زودتر بلند شه!

-----------------------



از تركه ميپرسن: نظرت در مورد ختنه چيه؟ ميگه: والله من فقط مي دونم يجور كلاهبرداريه!!.یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار می کنه

-----------------------

به ترکه میگن با بالش جمله بساز. میگه بالش؟ خیلی خوب یه روز رفته بودم شکار، یه پرنده دیدم شلیک کردم خورد به بالش. یارو میگه عجب خریه این. بابا این بالش نه اون بالش. ترکه میگه هااااااا اون بالش یه روز رفته بودم شکار، یه پرنده دیدم میخواستم بزنم به این بالش ولی خورد به اون بالش یارو کف میکنه میگه خره من بالش توشک لحاف اینچیزا رو میگم. ولش کن حالا با توشک جمله بساز ترکه میگه با توشک. خیلی خوب یه روز رفته بودم شکار، یه پرنده دیدم، والا توشک بودم بزنم به این بالش یا اون بالش

-----------------------

يه روز شادمهر عقيلي يه بخاري ميخره ! بعد دستش ميخوره به بخاري و دستش ميسوزه ! فردا ميره بخاريش رو ميفرشه اما اون شب كه ميخوابه بخاريه مياد به خوابش و ميگه : وقتي... ديدي كه سوختي... رفتي و ما رو فروختي

-----------------------

لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر 200 تومن مال خودت پسرش میگه نمیرم. میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه میگه بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه. میگه بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت 500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم. لره شاکی میشه میگه پدرسگ پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم.

-----------------------

رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج ‏تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه ‏سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم ‏از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه‌ها ‏رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه‌هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم ‏جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد ‏بچه‌هاشو برد! ‏

-----------------------

ترکه و آمريکايی و چينه ميخواستن توی سيا استخدام شن. ميبرنشون اتاق مصاحبه و ميگن بايد بريد تو اتاق بعدی و با اين تفنگ کسی که اونجا نشسته رو بکشيد. چينيه ميره تو، بعد يه مدت ميآد بيرون گريون ميگه نه، من نميتونم پدر بزرگم رو بکشم. رد ميشه. آمريکايه ميره و ميآد، ميگه من نميتونم بچم رو بکشم. اونم رد ميشه. ترکه ميره تو. يه مدت ميگذره ميبينن صدای داد و فرياد ميآد. وقتی ميآد بيرون ميگن چی شد؟ ميگی هيچی، داداشم بود، ولی تفنگه تير نداشت، مجبور شدم با مشت و لقد بکشمش!

-----------------------

ترکه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . یارو با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين!!

-----------------------

تركه مي ره پيش آخونده مي گه حاج اقا با كفش مي شه نماز خوند؟ اخونده مي گه نه جانم نمي شه. تركه مي گه ولي من خوندم ... شد!!

-----------------------

ترکه داشت واسه ابادانيه لاف مي زد که من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه. ابادانيه گفت : ولک مگه کليد نداره؟

-----------------------

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

-----------------------

يه روز يه تركه خبر داغ مي‌شنوه، گوشش تاول مي‌زنه

-----------------------

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ ميگه بخاري! طرف كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه روگرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌كنه؟تركه ميگه: بخاري خودمه! دوست دارم بگذارمش بالاي درخت

-----------------------

رشتیه با خانمش دعواش میشه، دست بچه هاش رو می گیره قهر می کنه خانمش میگه: با من دعوا داری بچه های مردم رو کجا می بری ؟!

-----------------------

ترکه اسمه بچشو میزاره احمدی نژاد ماموره ثبت احوال میگه مرد حسابی این چه اسمیه؟ میگه راستش تو بیست و چهار ساعت این بچه یار زر میزنه یا میرینه

-----------------------

ترکه شاکی میره پیش قاضی میگه همسایم به من میگه گه نخور قاضی میگه همسایت بیخود کرده برو بخور

-----------------------

یه جنده میره داروخانه میگه کاندوم چهار ایکس لارژ دارین یارو میگه داریم میخواید میگه نه میشینم تا مشتریش بیاد

رقص مادری


برای آمدنت هیچ عبادتی را شاکرانه تر از رقص نیافتم

قول یک پدر

در سال 1989 زمین لرزه هشت و دو ریشتر بیشتر مناطق آمریکا را با خاک یکسان کرد و در کمتر از چند دقیقه بیش از سی هزار کشته بر جای گذاشت.در این میان پدری دیوانه وار به سوی مدرسه پسرش دوید اما با دیدن ساختمان ویران شده مدرسه شوکه شد.با دیدن این منظره دلخراش یاد قولی که به پسرش داده بود افتاد: پسرم هر اتفاقی برایت بیفتد من همیشه پیش تو خواهم بود و اشک از چشمانش سرازیر شد.

با وجود توده آوار و انبوه ویرانی ها کمک به افراد زیر آوار نا ممکن به نظر میرسید اما او هر لحظه تعهد خود به پسرش را به خاطر می آورد.

او دقیقا روی مسیری که هر صبح به همراه پسرش به سوی کلاس او می پیمودند تمرکز کرد و با به خاطر آوردن محل کلاس به آنجا شتافته و با عجله شروع به کندن کرد.دیگر والدین در حال ناله و زاری بودندو او را ملامت می کردند که کار بی فایده ای انجام میدهد.ماموران آتش نشانی و پلیس نیز سعی کردند او را منصرف کنند اما پاسخ او تنها یک جمله بود:آیا قصد کمک به مرا دارید یا باید تنها تلاش کنم؟؟؟

هشت ساعت به کندن ادامه داد.دوازده ساعت...بیست و چهار ساعت...سی و شش ساعت و بالاخره در سی و هشتمین ساعت سنگ بزرگی را عقب کشیده و صدای پسرش را شنید فریاد زد پسرم!جواب شنید :

پدر من اینجا هستم.پدر من به بچه ها گفتم نگران نباشید پدرم حتما ما را نجات خواهد داد.پدر! شما به قولتان عمل کردید.

پدر پرسید وضع آنجا چطور است؟؟

ما 14 نفر هستیم ما زخمی گرسنه و تشنه ایم.وقتی ساختمان فرو ریخت یک قطعه مثلثی شکل ایجاد شد که باعث نجات ما شد.پسرم بیا بیرون.

نه پدر اجازه بدهید اول بقیه بیرون بیایند من مطمئن هستم شما مرا بیرون می آوریدو هر اتفاقی بیفتد به خاطر من آنجا خواهید ماند /* ;}

خودکشی مدرن

اصل خنده

- خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم ... اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت: مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود!

- آخه من نمی دونم این
W چیه تو لغات این دهه هفتادیا و هشتادیا ... می نویسن …ba W she, a Wre, ba Wba کی مدرسه ها باز میشه راحت شیم

- معلوم نیست این درس عبرت چند واحده، لامصب تموم نمیشه

- از کلید محترم «پ» در کیبورد می خواهیم یه جارو مشخص کنه واسه خودش و همیشه همونجا بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه

- ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن!

- وقتی پشت آیفون می پرسیه «کیه؟» 95 درصد مردم میگن «باز کن»، 5 درصد باقیمونده هم میگن «منم»

- یکی از اشتباهاتمون اینه که گاهی کسایی رو تو زندگیمون راه می دیم که تو طویله راهشون نمی دن

- خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم «چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!»

- خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می داد کلی حال می کردیم

- آی فون 5 هم اومد و تو نیومدی، خاک بر سرت

- تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من پدرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!

- سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از «اینجا» باز کنید و مردم همچنان از «آنجا» باز کردند!

- اینایی که از پاییز بد میگن، بعدازظهرای پاییزی نرفتن تو حیاط خلوت بشینن، یه استکان نسکافه بخورن که بفهمن پاییز یعنی چی

- طرف شش ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه! اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمی کنن

- ترسناکترین لحظه دنیا لحظه ای که سوار یه تاکسی خالی می شید و راننده دیگه مسافری سوار نمی کنه. حتی مسافرایی که هم مسیر شما هستن!

- ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند. شلغم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه. ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه. بچه مردم هم نشدیم ملت ما رو الگوی بچه هاشون قرار بدن. قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم

- هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه

- غیرممکنه توی مدرسه های اینجا درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: «ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن، همه تون 20 هم بشید یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن!»

- یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!

- اگر زن ها دنیا رو می گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت فقط چندتا کشور با هم قهر بودن و حرف نمی زدن!

- حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده!

- این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم. می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی) در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟

- اتاقمو تمیز کردم هر چی بشقاب و دستمال کف اتاق بود بردم. حالا نیم ساعته دوتا هسته میوه تو دهنمه جایی ندارم بندازم

- پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بود

- به یک کبری جهت پاره ای از تصمیمات نیازمندیم

- شبا وقتی سوار تاکسی می شم به این فکر می کنم که مثلا رمز عابربانکمو چی بگم به راننده یا اگه پیچید تو فرعی چجوری در ماشینو باز کنم بپرم بیرون

- این روزا آدم جرات نداره با یکی درد دل کنه. یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمی کنه

- از مزخرف ترین اتفاقات نصفه شبا، این صدای شکسته شدن قولنج وسایل خونه ست. مخصوصا تلویزیون و وسایل چوبی هی شبا قولنج شون می شکنه، آدم لوزالمعده اش میاد تو حلقش!

- ماکارونی عزیز
با سلام
لطفا از قیمه یاد بگیر. اونم مثل تو نارنجیه ولی دور دهنمونو به شعاع پنجاه سانت رنگ آمیزی نمی کنه!

- نسل ما جوراب زنونه مشکی آویزون به شیر حموم دیده

- می خوام گلکسی نوت بخرم، نه به خاطر امکاناتش، نه به خاطر کیفیتش بلکه به خاطر سایزش. آخه تنها گوشی موجود دربازاره که از سوراخ توالت رد نمیشه! یعنی عمرا بیفته توی چاه

- این آینه آسانسور معلوم نیست چه نیرویی توش نهفته که آدمو وادار به شکلک درآوردن می کنه

- وراثت چیزی است که وقتی بچه تون از خودش نبوغ در می کنه بهش اعتقاد پیدا می کنید.

- کاش می شد فهم و شعور را سهمیه بندی کرد. حداقل بعضی ها ماهی 60 لیتر شعور بهشون تزریق می شد.

- سوالات رایج مربوط به موبایل:

سال 76: آنتن دهیش چطوره؟
سال 79: چقدر شارژ نگه می داره؟
سال 82: دوربینم داره؟
سال 85: دوربینش چند مگاپیکسله؟ صداش چطوره؟
سال 88: تاچه؟ یا از این معمولیاس؟
سال 91: آندرویده؟
سال 94: اخلاقش چطوره؟!
سال 1400: درکت می کنه یا نه؟
سال 1403: به اندازه کافی بهت توجه می کنه؟ یا می خوای باهاش بهم بزنی؟

جملات با مزه دهنهای خلاق ایرانی

یه بار فرودگاه بودیم دیدیم یه دختر خوشکل و معصوم وایساده یه گوشه داره واکس میفروشه. دلمون سوخت با دوستم گفتیم بریم ازش بخریم و کمکی کرده باشیم . خلاصه رفتیم پیشش گفتیم "خانوم دونه چند؟" برگشت گفت "70000 تومن" ... گفتم "مگه این واکسو از چی ساختن خانوم؟"... چشتون روز بد نبینه یه لبخندی زد و گفت " آقا اینا خاویاره واکس نیست

 



کافیه بنا بزاری یکی رو نبینی و باهاش رو به رو نشی، تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی می خوری، از رو به روت درمیاد والااااا دیدم که میگمااا
D;


مامان بزرگم داشت لباس عوض میکرد بابا بزرگم اومد یهو مامان بزرگم گفت وای خدا مرگم بده سریع رفت داخل اون یکی اتاق و درو بست :| الان من موندم بابای من و عموهام رو از پرورشگاهی جایی آوردن ؟؟ !!!!!!!!!! :)))

 

 

آیا به راستــــی ‌زمان آن فرا نرسیده است که به گرفتن عکسهایی که در آنها عینک آفتابی در منزل زده اید خاتمه بدهید ؟ :| :))))))



سلیقه م به خواهر همه ی فروشنده ها نزدیکه ! میرم هر مغازه ای دست رو هر چی میذارم میگه اتفاقا من واسه خواهر خودم اینو ورداشتم خیلی راضیه :| :)))))


یه سوال خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده یعنی قبل از فیس بوک و ایمیل مردم این همه چرت و پرت رو توی مغزشون نگه می داشتند؟ !!!!! :))


یه سری هم هستن وقتی نشستن روسری سرشونه، میان وسط برقصن روسریو برمیدارن، وقتی نشستن، باز روسری سر می کنن ..! :| میخواستم از همین تریبون بهشون خسته نباشید بگم
D;



من اگه متولد نیویورک بودم ...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واااای نمی تونم ادامه بدم، یه دستمال به من بدین، مرسی=)))))



دیشب خونه مامان بزرگم بودیم. یه دختر دایی دارم به زور قدش دو وجبه و تازه 6 سالش شده...
دیدم یه گوشه نشسته بدجوریم تو فکره...

رفتم بهش گفتم چی شده عزیزم؟!

گفت بنظر تو وقتی عاقد ازم پرسید آیا بامهریه 1385(سال تولدش) سکه وکیلم من بگم با اجازه پدر و مادرو بزرگترا بله یا نه سریع بگم بله؟!!!!!!!



یکی از آشناها تلویزیون ال سی دی خریده بود

بهش گفتم مبارک باشه ال سی دیه یا ال ای دی ؟

گفت نه گاگول ال جیه الجـــــــــــــــــی !

من :|

 

این مغز آدمی هم عجیب جانوریه!.

یادش می‌مونه که یه چی یادش رفته!

اما یادش نمی‌مونه که چی یادش رفته !



تابستون سال قبل ، آخر شب بود که خسته کوفته و خواب الود رفتم بخوابم، قبل خواب یه اس به دوست دخترم دادم گفتم: شبت بخیر عزیزم،خوابای نیلوفری ببینی، بووووووووووووس

جواب اومد: به به شب تو هم بخیر عشقم، بابا جان کاشکی همیشه ما رو با دوست دخترت اشتباه بگیری !!!
بعدش صدای خنده پدر مادرم خونرو برداشت

منx-(


دوستِ عزیزی که سعی داری با دهن بسته خمیازه بکشی

چه کاریه واقعن ؟ ! جاش سوراخای دماغت باز می شه خب بدتر میشه



یه جا رفتیم مهمونی یارو رفت تو آشپزخونه چایی بیاره؛

گفتیم 2 دقیقه اومدیم خودتونو ببینیم

اومد نشست میوه نیاورد دیگه :| D;


ضد حال به این میگن:

کامپیوتر رو خاموش می کنی میری تو تختت زیر پتوی گرم و نرم بعد می بینی هنوز کامپیوتر خاموش نشده !

با هزار زور بلند میشی مانیتورو روشن کنی ببینی چرا خاموش نشده ، درست همون موقع خاموش میشه ...


به دوستم ميگم :

خواب دیدم یه پام این دنیاس, یه پام اون دنیا

تعبیرش چیه ؟

دوستم میگه: تعبیرو ولش کن

همین که پاره نشدی خیلی خواب خوبیه



دختر خالم به بچش واسه اينكه شيريني زياد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شيريني ها رو شمردم يدونش كم بشه ميزنمت

بچه هم وقتي همه خواب بودن رفته همه شيريني ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه!
استعدادت تو حلقم:))



تو دستشویی شیر آبو نیم دور می پیچونی کل آب شهر ازش میپاشه به در و دیوار و سر و صورتت ، حالا
۱۷ دور باید بتابونی تا بسته شه

تو ایران فقط وقتی آرایش عروس رو قبول دارن که دیگه حتی مادرش هم نشناسدش.

زندگی زناشویی به دور از دعوا؛خنده دار


fun35_www.jahaniha.com_

یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟


آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم 
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم! 
گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم. 
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و … 
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟  
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم.

فرهنگ لغت دختران؛آخر خنده

fun85_www.jahaniha.com_

ﻋﮑﺴﺖ ﻗﺸﻨﮕﻪ = ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﻣﯿﺸﯽ؟!
ﺑﺎﺑﺎ ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭ = ﻋﺎﺷﻖ ﻫﯿﮑﻠﺘﻢ!


ﻻﯾﮏ = ﺧﻮﺷﻢ ﻣﯿﺎﺩ ﺍﺯﺕ!
ﺑﭽﻪ ﭘُﺮﺭﻭ = ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺑﺪﻩ ﺩﯾﮕﻪ!
ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ = ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺎﻫﯿﯿﯽ!
ﻧﺨﯿﺮ = ﺑﻠﻪ!
ﺩﯼ = ﺍﯼ ﺷﯿﻄﻮﻥ!
ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ = ﺑﺎﺑﺎ ﯾﮑﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻦ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ = ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﯼ!
… ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻣﯿﺎﺩ = ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻣﻮ ﺑﮑِﺶ!
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻻﻻ = ﺑﻬﻢ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ ﺑﮕﻮ!
ﭼﺮﺍ ﮐﻢ ﺁﻧﻼﯾﻦ ﻣﯿﺸﯽ؟ = ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺑﯿﺎ ﭘﯽ ﺍﻡ = ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻣﯿﺸﻢ!
ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ = ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮ!
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟ = ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ!
ﻫﻤﺶ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﺴﺘﯽ = ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺣﺴﻮﺩﯼ!
ﺑﻬﺖ ﻗﻮﻝ ﻧﻤﯿﺪﻡ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﻡ = ﺗﺎ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ!

تفاوت دختران و پسران

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختی اینا رو به این روز می کشه دیگه!!

وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاک بر سرش ! بیچاره شوهرش دلش به چی خوشه ! چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟

وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش می کردن!! اینا همش واسه جلب توجه دیگه!!! اینا دنیا و آخرت ندارن که!!!

وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشیههزار ماشاا چه تیپی داره میمیرن واسش دخترا

 

وقتی یه دختر از دار دنیا یه دونه دوست پسر داره : چی بگم والا!!! حجب و حیا دیگه جا نداره تو این مملکت!! دیدیش بزا دهنم بسته باشه

وقتی یه پسر ۱۰ تا دوست دختر داره : بزنم به تخته اینقدر خاطر خواه داره، خدا وکیلی بهترین دخترا میرن طرفش ولش نمی کنن که

 

وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی اشتباه می گیره : لامذهب عجب دست فرمونی داره

وقتی یه خانم مثلاً یادش بره راهنما بزنه: ترمز وسطیه. بابا برو آشپزخونه قرمه سبزیتو بپز!!! والااااااا

 

وقتی بچه خوب تربیت شده باشه: میبینی؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقیت تو خونواده ما ارثیه

وقتی بچه تو یه درس نمره اش بشه ۷۵/۱۹: بله دیگه! خانم یا پی قر و فرشه یا با این دوست موستاش در حال فک زدن و ولگردیه

 

وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار ماشالا!!!!!!! روابط عمومیش بیسته؟؟؟!!!

شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبک!!! خانم باش

 

نظر مادر شوهر در اول زندگی: میبینی شانس ما رو ؟ دختره فقط ۲۰ میلیون جهیزیه آورده ، نمی دونم این پسره شیفته چی این عفریته شد!!!

باز هم همون مادر شوهر: دیگه چی می خواد؟ گل پسرم یه خونه ۴۰ متری تو نقطه صفر مرزی داره، از خداشم باشه ..

 

عکس واقعی دستشویی دختران دبیرستانی

مادرقدیم و جدید

مادر قدیم

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره ی من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن اموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

(ایرج میرزا)

مادر جدید

گویند مرا چو زاد مادر

روی کاناپه لمیدن آموخت

شبها بر ماهواره تا صبح

بنشست و کلیپ دیدن آموخت

بر چهره سبوس و ماست مالید

تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت

بنمود تتو دو ابروی خویش

تا رسم کمان کشیدن آموخت

هر ماه برفت نزد جراح

آیین چروک چیدن آموخت

دستم بگرفت و برد بازار

همواره طلا خریدن آموخت

با قوم خودش همیشه پیوند

از قوم شوهر بریدن آموخت

آسوده نشست و با اس ام اس

جکهای خفن چتیدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب و روز

از پیک مدد رسیدن آموخت

پای تلفن دو ساعت و نیم

گل گفتن و گل شنیدن آموخت

بابام چو آمد از سر کار

بیماری و قد خمیدن آموخت

مخ زدن در كشور هاي مختلف

فرانسه: 
پسر: بن ژور مادام ! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم !
دختر: با کمال میل موسیو
!

ایتالیا:
پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با کمال میل می پذیرم
!

انگلیس:
پسربا عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دخترچرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم
!

و اما ایران:


پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ...
پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کثافت عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!

آیییییییییییییییییییی گفتی

ما رو رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است   

ما خیلی قانع بودیم به خدا۰

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی  

یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D   

زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند  

حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند

ما فکر می کردیم بابا مامان هایمان ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند    

عاشق که می شدیم رویا می بافتیم  

موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم  

جرات نداشتیم شماره بدهیم مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند 

ما خودمان خودمان را شناختیم  

بدنمان را 

جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم  

هیچکس یادمان نداد

 

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل  

نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نو ها و کاباره های لاله زار کرده بودند   

و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و فیس بوک بزرگ می شوند   

و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند

هر چقدر هم قوی باشی گاهی اوقات کم میاری…!؟

هر چقدر هم قوی باشی گاهی اوقات کم میاری…!؟
ولی بازم باید تکیه گاه اونایی که دوستشون داری باشی

فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوري از عابر بانک پول می گيرن؟

پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن.
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

خاطره ها

پسره ۸ سالشه از باباش تبلت میخواد
والا ما ۸ سالمون بود دستمونو گاز میگرفتیم
که جاش بمونه شبیه ساعت مچی بشه
به قدری کیف میکردیم انگار ساعت سواچ دستمونه
.
.
.
جمعه یعنی تلویزیون سیاه سفید ۲۱ اینچ پارس ، گزارش هفتگی ، بوی نم ، مشق های ننوشته …
این تعریف از جمعه هیچوقت از سرم بیرون نمیره !
.
.
. 
یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که صبح دیر برسی مدرسه و ببینی هیچ کسی توی حیاط نیست …
.
.
.
.
شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم وقتی معلممون میگفت “یه خودکار بدید به من” ؛ زیر دست و پا همدیگه رو له و لورده میکردیم تا زودتر برسیم و معلم خودکار ما رو بگیره …
.
.
.
ﻣﺎ ﻓﻘﯿﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﯿﻢ ﺗﻮﭖﭘﻼﺳﺘﯿﮑﯽ ﺩﻭﻻﯾﻪ ﮐﻨﯿﻢﻭﺍﻣﯿﺴﺎﺩﯾﻢ ﯾﻪ ﺗﻮﭘﯽ ﺳﻮﻻﺥ بشه و ﭘﺎﺭﻩ ﺵ ﮐﻨﯿﻢ … ﺍﻭﻧﺎیی ﮐﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻥﺩﻭﺗﺎ ﺗﻮﭖ ﻧﻮﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻦ ﯾﮑﯿﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ !!!
.
.
.
یادش بخیر بچه که بودیم از این فرفره کاغذیا درست میکردیم و میدویدیم تا بچرخه ؛ بعضی وقتا هم که دیوارو نمیدیدیم و با سر میرفتیم توی دیفال
.
.
.
بی سرو صدا ، وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید توو حیاط ؛ معلمتون نیومده
یکی از ناگهانی ترین و سورپرایز کننده ترین جملات دوران مدرسه …
.
.
.
شما یادتون نمیاد اونوقتا شعر “قسم به اسم آزادی” از تلویزیون پخش میشد باهاش غلط غلوط میخوندیم تا میرسید به جای “همه به پیش … به یکصدا …” 
یه دفعه به تقلید از خواننده هاش اوج میگرفتیم و با شور داد میزدیم “جامدادی عزیز ما” !
.
.
.
یادش بخیر قدیما تلویزیون که کنترل نداشت یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه …
.
.
.
یادش بخیر ، اون قدیما وقتی چسب نواری کم میاوردیم از جلد کتابامون می کندیم …
.
.
.
مامانم که شیشه پاک کن میخرید ، لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم …
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !!!
.
.
.
یادش بخیر یه برگ از درخت میکندیم میذاشتیم رو دستمون با اون یکی دست محکم میزدیم روش میترکید کلی حال میکردیم !
.
.
.
یادتونه قدیما موقع پخش فوتبال میگفتن “کسانی که تلویزیون سیاه سفید دارن بازیکنای مثلا پرسپولیس رو به رنگ تیره میبینن” ؟؟؟ 
.
.
.
کیا یادشونه وقتایی که معلم میخواست سوال بپرسه پاک کنمونو مینداختیم زیر میز که بریم بیاریمش و تو تیررس نگاه معلم نباشیم ؟
.
.

.
.
.
.
. 
یادش بخیر اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن …
.
.
.
بچگیا تفریحمون این بود که وقتی جوراب می پوشیدیم و پامو روی فرش می کشیدیم و به یه نفر دیگه دست میزدیم تا جرقه بزنه !!!
.
.

.
.
دهه شصت یعنی :
یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی
یعنی صف کیلومتری نون 
یعنی تلویزیون سیاه و سفید
یعنی آدامس خروس نشان 

یعنی کپسول بوتان و پرسی
یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی
یعنی نیمکت سه نفره
پوشیدن لباس داداش بزرگه 
یعنی تیله بازی
دهه شصت یعنی من
یعنی تو
یعنی ما!

سوژه های طنز وطنی

قلیون وایرلس

رومانتیک ترین شوهر دنیا

این مرد 6 ماه در رودخانه های سرد و یخ بسته به دنبال طلا بود تا بتواند حلقه دلخواهش را به نامزدش برای روز ازدواج هدیه دهد. او برای اثبات عشقش و برای تهیه کردن حلقه ازدواجش 6 ماه در کوهستانهای سرد شمال امریکا اقامت کرد و به جمع آوری طلا پرداخت.
"جان گرین" وود 46 ساله هزاران قطعه ریز طلا را جمع آوری کرد و با تهیه تعدادی جواهر حلقه ازدواجش را تهیه کرد.

نامزد وی "موراگ شیرارر" 40 ساله است و هنگامی که در روز کریسمس این حلقه را دید بسیار شوکه شد.

گرین وود میگوید: خیلی خوش شانس بودم که سریع این قطعات طلا را پیدا کردم. شاید جویندگان تا سالها نتوانند به این مقدار طلا دست پیدا کنند. من تلاش زیادی کردم تا به هدفم برسم و هر روز تا تاریکی هوا در آب سرد رودخانه به جمع آوری طلا مشغول بودم.

او روزی حدود 14 تا 15 ساعت برای این کار وقت گذاشته است و طی این مدت 34 گرم طلای عیار 22 جمع کرد که ارزشی حدود 12000دلار دارد.

خانم ها حالا همه با هم آه بکشید !!!

زن و قورباغه

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.

خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

قابل توجه خواننده های خانم؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً ادامه را نخوانید! و کلی با خودتون کیفکنید اما !..

داستان کشف اولین بوسه!

در زمانهای بسیار قدیم، زن و مردی پینه‌دوز، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند. به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بیانداز. زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب‌های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه‌کار کنم، ناچار با لب برداشت؛ شیرین بود، ادامه دادند!

مرد پیش خودش دید که یک طوری شد و دوباره نخ را به دهان گذاشت و به زن گفت بیا دوباره نخ در دهانم گیر کرده اون را بردار....
زن هم که مزه نخ در زیر دندانهایش مانده بود جلو رفت و به دهان مرد نزدیک شد و آرام گفت این بار نوک نخ خیلی کوتاه است باید با زبانم آن را کمی بیرون بکشم بعد در بیارم.
همین کار راکرد و زبانش را دور تا دور لبهای مرد به چرخش درآورد تا نوک آن را پیدا کند
و در همین هنگام بود که مرد تکه نخ را بیشتر به درون دهنش کشید
و سر نخ در دهان مردک ناپدید شد
زن هم زبان را بیشتر داخل دهان مرد فرو برد تا دنبال سر نخ بگردد
این پیدا کردن سر نخ طولانی منجر به کشف بوسه های عاشقانه شد

بعد آن روززن و مرد دائم در دهان همدیگر نخ پنهان میکردند
و کارشان هم یادشان رفته بود که پینه دوزی میکنن و همسایه ها هم وقتی جریان را از پشت پنجره میدیدند برای امتحان و فهمیدن موضوع به خانه میرفتند تا دنبال پیدا کردن نخ در دهن همدیگرشوند

به مرور زمان نخ دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و همین طور خالی خالی بازی میکردند
تا این که الان به این زمان خودمان رسیده.
که گرفتن بوسه از دهان زن ها کار دشواری برای مردها شده....


عشق

ببوسش.. حتما ً قبـل ِ خواب ب ِ بـوسیـدش!
حتی اگه با هم دعـوای ِ بـدی کرده باشیـد .. حتی اگه بهت گفته باشه از این زنـدگی ِ کوفتـی خسته شـده .. حتی اگه برچسـبِ ” بد اخـلاق ” بهـت چسبـونده باشه !

ببوسش .. حتی اگه بهتـون گیر ِ بیخـود داده باشه .. گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره ! .. نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین !

ببوسش .. حتی اگه بـوی ِ عرق و خستگی میـده .. حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده .. حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده !

ببوسش .. وقتی زیرپیـرهنی سفیـد ِ حلقه ای پوشیـده و بـازوهای ِ سفیـدش رو با اون پیـچ ِ ماهیچه ای ِ مردونه انداخته بیـرون .. وقتی صورتش ته ریش ِ جذابی داره .. وقتی صداش خسته ُ خمار ِ خوابه !

ببوسش .. حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه .. حتی اگه گرسنه اس و با شما مثل ِ آشپـز ِ دربـارش برخـورد می کنه .. حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه !

ببوسش .. وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه : ” اینـو برای تـو آوردم ! ” .. وقتی تو چشـاش پـُر ِ خواستنه .. وقتی دست های ِ ظریـف ِ دختـرونه تـون میـونِ دستای ِ زمخت و مردونه اش گم می شن .. !

ببوسش .. حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید .. حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه می کنه .. حتی اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه می کنه و وسـط ِ جیـغ های ِ شما با خنـده می گه : ” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟! ”

ببوسش .. وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ، پشت ِ ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه گفتین این چه خوشگله ! .. وقتی دست هاش پـُر از خریـد خونه ان و درُ با پـاش می بنـده .. وقتی با نگاهـی پـُر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه ..!

ببوسش .. حتی اگه تـوی ِ شرکـت پیـاز خورده و تا موهاش بـو میدن .. حتی اگه با دوست هاش تلفنـی یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده .. حتی اگه رو دنـده ی ” نه ” گفتن افتـاده .. !

ببوسش .. وقتی شمـا رو وسـط ِ آرایش کردن می بوسه .. وقتی باهاتـون کُشتـی می گیـره و مثل ِ پـَر از رو زمین بلنـدتون می کنه .. ! وقتی تو دلتنگی هاتون داوطلبانه می بردتـون بیـرون و شما رو تو شهـر می گردونه .. !

ببوسش .. حتماً قبـل ِ خـواب ببوسش!
شایـد فـردایی نباشـه …
شایـد شما فـردا نباشیـد …
شایـد اون فـردا نباشـه …

شاید و شاید و شاید !!!

زندگی رو از دست ندید .

آقایون: چطور برای رابطه جنسی با همسرتان پیش قدم شوید

دیدگاه مردها و زنها به سكس كاملاً متفاوت است. مردها دوست دارند خیلی سریع كار را شروع كنند اما خانم ها به ناز و نوازش بیشتری نیاز دارند. اگر سعی دارید با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید، باید كم كم توجه او را جلب كنید. به هیچ عنوان مستقیماً سر حركت اصلی نروید و بیشتر به ناز و نوازش او بپردازید. مطمئن باشید كه ارزشش را خواهد داشت.

دستورالعمل

قدم اول: زمانی را انتخاب كنید كه با همسرتان تنها هستید. یك شام رمانتیك یا حتی یك شام معمولی و چند ساعتی زمان فراغت در كنار همدیگر.

قدم دوم: تلویزیون را خاموش كنید. شاید مردها بتوانند حتی باوجود سر و صدای تلویزیون هم تحریك شوند اما برای خانم ها مقدور نیست.

قدم سوم: با او حرف بزنید. قبل از شروع كار، كمی با او صحبت كنید.

قدم چهارم: موها یا گونه هایش را نوازش كنید. سریع به سراغ اعضای جنسی وی نروید. او را آرام و طولانی ببوسید. دستتان را پشتش یا روی شانه هایش قرار دهید، نه جای دیگر.

قدم پنجم: در گوشش جمله های عاشقانه زمزمه كنید، اینكه چقدر عطرش خوشبوست یا مزه لبانش خوشمزه است!

قدم ششم: كم كم نوازش های جنسی را شروع كنید. دقت كنید كه "كم كم". یكدفعه بلوزش را از تنش درنیاورید.

قدم هفتم: از او بپرسید كه می خواهید با هم به طبقه بالا/داخل اتاق/حمام/ یاهر جای دیگر بروید. این احتمال وجود دارد كه اگر تا حالا كارتان را درست انجام داده باشید و عجله نكرده باشید، به شما پاسخ مثبت بدهد.

نكات:

غافلگیرانه به او گل هدیه كنید. خانم ها انتظار دارند كه روز تولدشان یا سالگرد دوستی/ازدواج به آنها گل بدهید اما وقتی یك عصر زیبای تابستانی شاخه گلی گرفته و سر كار دنبالشان بروید، مطمئن باشید كه همیشه در قلب او خواهید ماند.

چگونه خانمها برای رابطه جنسی با همسر پیش قدم شوند

اكثر مردها دوست دارند بدانند كه جذاب و خواستنی هستند و برداشتن قدم اول برای سكس با آنها این اطمینان را به آنها می دهد. متاسفانه، اینكار برای خیلی از خانم ها سخت است. می توانید با دنبال كردن مراحلی كه در این مقاله برایتان عنوان می كنیم، اولین قدم ها برای سكس با همسرتان را بردارید.


دستورالعمل

قدم اول: تمایلات جنسی خود را بپذیرید. برای خانمها طبیعی است كه به اندازه مردها از سكس لذت ببرند. خودتان را یك موجود جنسی بدانید و برحسب احساساتتان عمل كنید. حداقل نصف زمانهایی كه حس و میل به سكس داشتید، خودتان برای برقراری رابطه با همسرتان پا پیش بگذارید.

قدم دوم: نترسید. مردها و زنها به یك اندازه از طرد شدن واهمه دارند. مردها بدشان نمی آید كه هر از گاهی برای اینكارها همسرشان از آنها درخواست كند و مطمئن باشید كه مقاومتی نخواهند كرد. آرامش خاطر داشته باشید و اعتماد به نفستان را از دست ندهید.

قدم سوم: ساده بگیرید. برای شروع رابطه لازم نیست حتماً تلویزیون را روی كانال های سكسی ببرید. مطمئن كنید برای مردتان، یك نگاه خیره و یك بوسه دلچسب بیشتر عمل می كند؛ مخصوصاً اگر به ندرت برای سكس پا پیش می گذارید.

قدم چهارم: با جریان پیش روید. فقط به خاطر اینكه شما پا پیش گذاشته اید به این معنی نیست كه خودتان باید كل رابطه را در دست گیرید. اولین حركت با شما بوده تا مردتان بداند كه به سكس علاقمد هستید. بعد دیگر باید بگذارید كه طبیعت كار خود را بكند.

قدم پنجم: از این مهارت جدید لذت ببرید. اگر هر از گاهی برای سكس با همسرتان پا پیش بگذارید، رفته رفته اعتماد به نفس جنسی شما افزایش می یابد و بارقه ای نو به زندگیتان می دهد.

نكات:

یك رمز، یك حركت یا اشاره خاص، یك آهنگ خاص یا یك تكه لباس را بعنوان نشانه خود به او منتقل كنید.